
وارد غرفه ميشم خاطرات عزت شاهي اولين كتابيه كه بر ميدارم، رمان اسماعيل نوشته ي امير حسين فردي كتاب دوم انتخابيه منه رماني كه در موردش ميگن تونسته نظر مقام معظم رهبري رو در مورد يه رمان پويا به خودش جلب كنه. رمان موج و مرجان، رمان قلندر و قلعه، كتاب تحقيقيه امام شناسي، خاطرات احمد احمد، روزهاي آخر رو. واسه ی خودم و مجموعه آثار محمد رضا سرشار كه ويژه ي نوجوانانه براي داداش كوچيكم بر مي دارم و به سمت صندوق ميرم........سلام ميكنم و ميگم من اشتراك كتاب(........)هستم. اسمم رو داخل كامپيوتر سرچ مي كنه و بعد از چند لحظه از روي صندلي بلند ميشه و ميگه آقاي زارعي به غرفه ي ما خيلي خوش اومديد ما براي همه بيست درصد تخفيف داريم اما براي مشتركين فعالمون تخفيفمون سي درصد.از خوشحالي دوست داشتم داد بزنم،سي درصد تخفيف باور نكردني بود.......بعد از گرفتن آدرس و شماره تلفن فروشنده ي سوره كه حالا با هم دوست شديم و آرزوي ديدن دوباره ی اون غرفه ي سوره ي مهر رو ترك مي كنم.براي خالي نموندن عريضه وارد سالن ناشران خارجي ميشم، اين سالن خلوت ترين سالن هاست و مشتري هاي خاص خودش رو داره. خيلي آروم از سالن ديدن مي كنم و بعد از گذشت دقايق كوتاهي خودم رو در جلوي درب خروجي نمايشگاه مي بينم به ساعتم نگاه مي كنم 5 دقيقه به 5 بعد از ظهره و من هنوز نهار نخورده ام.........
بلند گوي نمايشگاه داره از وضعيت نمايشگاه گزارش ميده گزارش گر ميگه تا الآن كه دومين روز از شروع نمايشگاهه حدود يك ميليون و پانصد هزار نفر از نمايشگاه ديدن كردن.بي اختيار يادم به آمار تعداد بازديدكنندگان آخرين دوره ي نمايشگاه كتاب فرانكفورت افتاد 300 هزار نفر بازديد كننده.گزارشگر سخنانش رو با يه جمله از حضرت آقا(مقام معظم رهبري) شروع مي كرد.كه آقا مي فرمايند:اسلام پرچمدار كتابخوانيست.

اميدوارم مردم ايران بتوانند مصداق اين سخن گهر بار باشند.
ياحق.
تهران/ارديبهشتماه سال نوآوري و شكوفايي
